- آموزش و دانایی
- استراتژی
- ارزشیابی و طبقه بندی مشاغل
- برنامهریزی منابع انسانی
- بهداشت، ایمنی و سلامت
- جبران خدمات
- جذب و استخدام
- روابط عمومی
- روابط کار و کارگری
- فرایندها و ساختار سازمانی
- فرهنگ سازمانی و ارزشها
- فناوری اطالاعات در منابع انسانی
- مباحث عمومی مدیریت
- مدلهای کسب و کار
- مدیریت عملکرد
- مربیگری و منتورینگ
- معماری سازمانی، طراحی
- نظام پیشنهادها، ایده پردازی و نوآوری
روش های پرکاربرد طوفان فکری در حل مسئله

مقدمه
روشهای طوفان فکری با تمرکز بر یک مشکل یا موضوع، ایدههای خلاقانهای را ایجاد میکنند و از تکنیکهای رایجی مانند نقشه ذهنی برای ارتباطات بصری، نوشتن افکار برای تولید ایدههای خاموش و مبتنی بر کاغذ، طوفان فکری معکوس برای شناسایی راههایی که یک مشکل را بدتر میکنند تا راهحلهایی پیدا کنند، و انفجار فکری برای تمرکز بر پرسیدن سوال در مورد یک موضوع استفاده میکنند. اصول کلیدی برای طوفان فکری موفق شامل به تعویق انداختن قضاوت، تشویق ایدههای بکر، تکیه بر مشارکت دیگران، تمرکز بر موضوع و ایجاد یک محیط مشارکتی و باز برای تولید تعداد زیادی ایده است.
یادگیری نحوه صحیح طوفان فکری به شما کمک میکند که:
– تمام احتمالات را در نظر بگیرید؛
– همکاری را گسترش دهید؛
– از بحران ایدهپردازی جلوگیری کنید؛
– نقطهنظرات و دیدگاههای مختلف را جمعآوری کنید؛
– ایدههای زیادی را در زمان کمی پرورش دهید؛
– و به خلاقیت و نوآوری وادار شوید.
در ادامه دوازده روش محبوب طوفان فکری تشریح میگردد:
- نوشتن افکار
هنگام نوشتن افکار، به هر یک از اعضای گروه گفته میشود که به طور ناشناس چندین ایده را روی یادداشتهای چسبی یا کارتهای فهرست بنویسند. ناشناس نگه داشتن ایدهها دو هدف مهم را دنبال میکند:
اول، از تثبیت ایدهها و هرگونه سوگیری شخصیتی که ممکن است ایجاد شود، جلوگیری میکند.
دوم، راهی را برای همتیمیهای درونگراتر فراهم میکند تا همچنان در ایدهپردازی مشارکت کنند.
نتیجه این روش، زایش طیف وسیعتری از ایدههایی است که اگر همتیمیها به صورت جمعی طوفان فکری میکردند، ممکن بود ظاهر نشوند. سپس ایدهها به صورت تصادفی با بقیه گروه به اشتراک گذاشته میشوند که بازخورد ارائه میدهند و هر ایده را نقد میکنند. به عنوان یک رویکرد جایگزین، ایدهها همچنین میتوانند توسط یک رهبر تیم یا تیم مدیریت جمعآوری و مرتب شوند. هدف اصلی نوشتن افکار، جدا کردن تولید ایده از بحث است.
- تحلیل پنچ مرحله چرا
اگر تا به حال توسط یک کودک نوپا مورد بازجویی قرار گرفته باشید، میدانید که ۵ چرا ممکن است چه معنایی داشته باشد. شما به یک سوال پاسخ میدهید، اما به دنبال آن یک سری از «چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟» که به طور فزایندهای فوری میشوند، مطرح میشود.
حقیقت این است که آن کودک نوپا به چیزی پیبرده است. تحلیل ۵ چرا که توسط تایچی اونو ایجاد شد، در تویوتا به عنوان یک فرآیند استاندارد برای تحلیل ریشهای علت – رسیدن به قلب یک مشکل – محبوب شد.
۵ چرا که نسبت به سایر روشهای سنتی حل مسئله ساختار کمتری دارد، به سادگی همان چیزی است که به نظر میرسد: پرسیدن مکرر «چرا» برای رسیدن به ریشه یک مانع یا مانع. این تکنیک گفتگوی آزاد را تشویق میکند که میتواند ایدههای جدیدی را در مورد یک مشکل ایجاد کند، چه به صورت فردی و چه با یک گروه. هر «چرا» از پاسخ «چرا»ی قبلی پیروی میکند.
هم فلوچارتها و هم نمودارهای استخوان ماهی میتوانند به شما در ردیابی پاسخهایتان به ۵ چرا کمک کنند.
- انفجار ستارهای
مانند خبرنگاری که سعی میکند اطلاعات محوری یک داستان را کشف کند، روش انفجار ستارهای طوفان فکری مستلزم آن است که برای هر ایده جدید به چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی، چرا و چگونه فکر کنید.
ایده اصلی خود را در مرکز یک نمودار ستارهای قرار دهید و هر نقطه از ستاره را با آن سوالات WH5 برچسبگذاری کنید.
در مرحله بعد، برای هر نقطه، مجموعهای از سوالات در مورد ایده خود ایجاد کنید. انفجار ستارهای به دلیل ماهیت اکتشافیاش در بین روشهای طوفان فکری محبوب است: یک سوال، سوال دیگری را ایجاد میکند و قبل از اینکه متوجه شوید، در پاسخ به آن سوالات، آغاز یک استراتژی محکم را دارید.
- نقشه ذهنی
بخشی از چالش طوفان فکری، تلاش برای ثبت هر ایدهای است که در هوا میچرخد. نقشههای ذهنی یک نمودار خلاقانه و غیرخطی هستند که برای ثبت آن هجوم ایدهها استفاده میشوند تا چیزی را از دست ندهید. با یک موضوع یا سوال در مرکز نقشه ذهنی شروع کنید و به شاخههای مختلف تقسیم کنید تا افکار هر شرکتکننده را در آن بگنجانید. سپس از هوش مصنوعی مشارکتی برای تولید ایدههای بیشتر در عرض چند ثانیه برای گسترش ایدهها و ذهنی گستردهتر استفاده کنید.
برای ایجاد نقشه ذهنی خود به صورت آنلاین، از الگوی زیر استفاده کنید.
- طوفان نقش/طوفان شخصیت
گاهی اوقات بهتر است دیدگاه شخص دیگری را در نظر بگیرید. در نظر گرفتن اینکه شخص دیگری چگونه ممکن است به یک چالش نزدیک شود، مفهوم اصلی طوفان شخصیت است. طوفان شخصیت، یک عمل مرتبط، از شما میخواهد که خود را جای یک شخصیت تاریخی مشهور قرار دهید.
به عنوان مثال، یک گروه وکالت حقوقی ممکن است از همتیمیهای خود بپرسد: «مهاتما گاندی چگونه این مشکل را حل میکرد؟»، طوفان شخصیت حتی به فرهنگ عامه نیز راه یافته است. طوفان نقش یا طوفان شخصیت برای تیمهایی که ایدههای یکسانی برای پروژههای تکراری دارند، بهترین عملکرد را به همراه دارد.
- پر کردن شکاف
پر کردن شکاف، که به عنوان تحلیل شکاف نیز شناخته میشود، مستلزم آن است که وضعیت فعلی و هدف نهایی خود را شناسایی کنید و سپس شکافهای بین دو حالت را پیدا کنید. این سوال را میپرسد: «چگونه از اینجا به آنجا برسیم؟» تحلیل شکاف به ویژه در مورد حل مسئله مفید است زیرا مستلزم یافتن راهحلهای عملی است.
نمودارهای جریان یا نقشههای ذهنی میتوانند به شما در ترسیم تحلیل شکاف کمک کنند. وضعیت فعلی را در یک طرف و وضعیت ایدهآل را در طرف دیگر علامتگذاری کنید. سپس اعضای تیم متوجه میشوند که برای چه چیزی تلاش میکنند و شروع به ارائه ایدههایی در وسط برای پر کردن شکاف میکنند.
- شبکه مغزی
شبکه مغزی به یک تکنیک طوفان فکری محبوب در فضای کاری مدرن تبدیل شده است، جایی که همکاری مجازی و تیمهای از راه دور بسیار رایجتر هستند. ارتباط از طریق ایمیل میتواند مؤثر باشد اما میتواند زمان زیادی ببرد و میتواند رسمیتر از حد لازم باشد.
با شبکه مغزی، شرکتکنندگان از نرمافزار همکاری مجازی برای به اشتراک گذاشتن ایدهها در زمان واقعی استفاده میکنند و میتوانند ایدهها را در یک پلتفرم ذخیرهسازی مبتنی بر ابر یا در خود نرمافزار همکاری ذخیره کنند. نحوه همکاری مجازی تیمها میتواند متفاوت باشد – رهبران تیم ممکن است یک سؤال کلی مانند “ما میخواهیم مشتریان ما چه چیزی را تجربه کنند؟” بپرسند و از همتیمیها بخواهند که پاسخهای خود را ارائه دهند، یا تیمها ممکن است از تکنیکهای دیگری که در این مقاله ذکر شده است، از جمله طوفان فکری، طوفان فکری معکوس و ایدهپردازی سریع، استفاده کنند.
- طوفان فکری دورهمی
برای شرکت در این تکنیک طوفان فکری، ابتدا از همه بخواهید که در یک دایره بنشینند. سپس یک رهبر یا تسهیلگر تیم سوالی مطرح میکند یا درخواستی برای ایدهها ارائه میدهد و از همه افراد حاضر در دایره میخواهد که یکی یکی مشارکت کنند.
این استراتژی برای تیمهای متوسط تا بزرگ که ممکن است اعضای ساکتتری داشته باشند یا برای هر تیمی که عدم تعادل قابل توجهی در مشارکت خلاقانه دارد، عالی است. مهمترین قانون برای این تکنیک این است که با همه ایدهها با وزن یکسان رفتار کنید – به هر همتیمی به همان اندازه که ایدههایش را به اشتراک میگذارد، زمان و توجه بدهید و از ایجاد هرگونه ایدهای تا زمانی که همه فرصت مشارکت نداشتهاند، خودداری کنید. اگر و هنگامی که یکی از اعضای تیم گفت که “شخص دیگری قبلاً ایده من را گفته است”، به او زمان بدهید تا در حین تکمیل دور همی، ایده جدیدی ارائه دهد.
- ایدهپردازی سریع
عمل کردن در یک محدودیت زمانی اغلب میتواند کار با کیفیت بالاتری تولید کند. در واقع، قانون پارکینسون به ما میآموزد که “کار به گونهای گسترش مییابد که زمان موجود برای تکمیل آن را پر کند.” ایدهپردازی سریع از این پدیده به نفع خود استفاده میکند: با تعیین محدودیت زمانی برای اعضای تیم برای ارائه هرچه بیشتر ایدهها یا راهحلها، مدیران تیم میتوانند بهرهوری و نتایج را به حداکثر برسانند.
ایدهپردازی سریع برای انواع مختلفی از کارکنان خوب عمل میکند – برای تیمهایی که از جلسات خوششان نمیآید یا تمایل به انحراف دارند، ایدهپردازی سریع راهی عالی برای نزدیک شدن به مرحله طوفان فکری اجرای پروژه است.
نکته مفیدی که باید به خاطر داشته باشید: کمی شوخطبع باشید! تحقیقات نشان میدهد تیمهایی که داستانهای خندهدار یا شرمآور در مورد خود به اشتراک میگذارند، ۲۶٪ ایدههای بیشتری را در ۱۵٪ دستهبندیهای بیشتر نسبت به تیمهایی که جلسات را رسمیتر نگه میدارند، گزارش کردهاند. داشتن فضایی برای کنار گذاشتن موانع اجتماعی خاص، تفکر بیش از حد را کاهش میدهد و جریان بیشتری از ایدهها را ایجاد میکند.
- طوفان فکری معکوس
بیشتر تکنیکهای طوفان فکری از شرکتکنندگان میخواهند که یک مشکل را حل کنند. طوفان فکری معکوس از شرکتکنندگان میخواهد که یک مشکل را ایجاد کنند. طوفان فکری معکوس به جای ایجاد راهحل برای یک مشکل، از یک تسهیلگر میخواهد که سوالی مانند “چگونه میتوانیم این مشکل را ایجاد کنیم؟” بپرسد. سپس پاسخها ضبط میشوند و به عنوان تخته پرش برای ایدهپردازی یک راهحل با بررسی پاسخها به صورت معکوس استفاده میشوند.
طوفان فکری معکوس روشی قدرتمند برای ارائه راهحلهای جدید برای مشکلات تکراری است: با به چالش کشیدن شرکتکنندگان برای کار معکوس، بینشهای خاصی که تصور آنها در حالت عادی دشوار بود، از یک دیدگاه جدید کاملاً واضح میشوند.
- طوفان فکری پلکانی
این سبک جالب طوفان فکری در سال ۱۹۹۲ توسعه یافت و شامل همتیمیهایی است که ایدههای خود را به صورت جداگانه به اشتراک میگذارند، قبل از اینکه تحت تأثیر گروه قرار گیرند.
این فرآیند با طرح یک سوال یا مشکل توسط یک تسهیلگر برای کل گروه آغاز میشود و سپس تقریباً همه اعضای گروه از اتاق خارج میشوند و دو عضو باقی میمانند. این دو عضو باقیمانده ایدههای خود را با هم به اشتراک میگذارند در حالی که بقیه تیم در بیرون منتظر میمانند، تا زمانی که تسهیلگر به یک همتیمی خارجی دستور دهد تا به آن دو نفر در داخل بپیوندد.
سپس همتیمی سوم و جدید ابتدا ایده خود را به اشتراک میگذارد و پس از آن دو همتیمی دیگر. سپس عضو چهارم گروه وارد اتاق میشود و ابتدا ایده خود را به اشتراک میگذارد و پس از آن سایر همتیمیهای حاضر. این فرآیند به همین ترتیب ادامه مییابد تا زمانی که همه اعضای گروه به اتاق بپیوندند و ایدههای خود را به اشتراک بگذارند.
طوفان فکری پلکانی به دلیل حل مشکل تفکر گروهی با وادار کردن شرکتکنندگان به اشتراکگذاری ایدهها به صورت انفرادی و بدون تأثیر از گروه، شناخته شده است. همچنین به اعضای خجالتیتر گروه اجازه میدهد بدون ترس از حضور در اتاقی پر از افراد، مشارکت کنند.
- تحلیل SWOT
تحلیل SWOT منحصراً یک تکنیک طوفان فکری نیست. این یک تمرین برنامهریزی استراتژیک است که میتوانید از آن برای ارزیابی یک محصول، پروژه، شخص یا کسبوکار استفاده کنید. با این حال، ممکن است تمرکز طوفان فکری شما با این طرز فکر ارزشمند باشد. SWOT مخفف موارد زیر است:
نقاط قوت: چگونه محصول، پروژه یا کسبوکار بر رقبای خود غلبه میکند و از آنها متمایز میشود؟
نقاط ضعف: چه نقصهایی میتوانند به محصول، پروژه یا کسبوکار آسیب بزنند یا آن را در معرض خطر قرار دهند؟
فرصتها: کسبوکار میتواند از چه فرصتهایی بهرهبرداری کند؟
تهدیدها: چه خطرات احتمالی در کمین محصول، پروژه یا کسبوکار هستند؟
برای هر دسته زمانی را صرف کنید و افکار همتیمیهای خود را به یک ماتریس SWOT اضافه کنید.
یک روش طوفان فکری انتخاب کنید و شروع کنید
پس از انتخاب تکنیک یا تکنیکهای طوفان فکری، وقت آن است که شروع به کار کنید. به یاد داشته باشید: اولین قانون طوفان فکری، کمیت بر کیفیت ارجحیت دارد. تشویق همتیمیها به داشتن شجاعت برای ریسک کردن در برابر نقصها و ارائه ایدهها، بهترین راه برای هدایت تیم شما به سمت روشهای جدید برای حل مشکلات است – و اغلب منجر به بینشهای قدرتمندی میشود.
همه این روشها را میتوان با روشهای دیگر ترکیب کرد و مجموعهای بیپایان از تکنیکهای طوفان فکری را در اختیار شما قرار داد تا به طور مؤثر به ایدهپردازی ادامه دهید.
قوانین طوفان فکری
طوفان فکری یا بریناستورمینگ درست مثل هر روش دیگری از ایدهپردازی، قوانین مخصوص به خودش را دارد که باید آنها را بشناسید و رعایت کنید. الکس آزبورن که پدیدآورنده نظریه طوفان فکری است، روشها و قوانینی را برای آن تبیین کرده است که چهار مورد از مشخصههای آن را بررسی میکنیم.
- روی کمیت تمرکز کنید
عبارت «کیفیت را فدای کمیت نکنیم» را بارها شنیدهاید اما باید بدانید که در طوفان فکری، این موضوع صحت ندارد. بلکه دقیقا برعکس آن درست است. هر چه ایدههای بیشتری وجود داشته باشند، از نتیجه نهایی رضایت بیشتری خواهیم داشت. به جای آن که تنها به یک ایده بزرگ فکر کنیم، روی ایدههای متعددی زمان بگذارید تا به تمام ایدههای ممکن برسید. این روش به شما گزینههای بیشتری برای انتخاب خواهد داد و دیگران را نیز برای ایدهپردازی تشویق خواهد کرد. اینطور نیست که تمام ایدهها عالی باشند، اما یک ایده بد میتواند به چند ایده خوب منتهی شود.
در نهایت، هر چه ایدههای بیشتری به اشتراک گذاشته شود، احتمال بیشتری دارد که ایدههای بهتری برای پرورش پیدا کنید.
- از انتقاد خودداری کنید
منفینگری در جلسات طوفان فکری هیچ جایگاهی ندارد. ایده هیچ فردی از ایده دیگری بهتر نیست و انتقاد از ایده یا نوع ایدهپردازی دیگران، تعداد ایدهها و انواع آنها را با محدودیت مواجه میکند. این برخلاف قانون اول است. یادمان باشد که در بهکارگیری طوفان فکری، کمیت بر کیفیت، مقدم است. حذف انتقاد از معادله، محیطی را به وجود میآورد که در آن همه افراد، بدون ترس از قضاوت برای «اشتباه» یا «احمقانه بودن»، آزادانه تفکرات و ایدههایشان را به اشتراک میگذارند. وقتی که افراد از انتقاد نترسند، ایدههای بیشتری را به اشتراک میگذارند. حتی آنها پا را فراتر میگذارند و ایدههای جالب و غیرمعمولی را پیشنهاد میکنند. این ایدهها کلید طوفان فکری است و حتما باید شنیده شوند.
- ایدههای عجیب و غیرمعمول را پذیرا باشید
هر ایده و نظری را برای ابراز شدن تشویق کنید. اهمیتی ندارد که آن ایده یا نظر عجیب و غریب باشد. نظرات منحصربهفرد، غیرمعمول و حتی عجیب، همیشه قابل اجرا نیستند. اما میتوانند جرقه راهحلهای نوآورانهای باشند که پیشتر آنها را نادیده گرفته بودید. استقبال از تمام نظرات بدون قید و شرط در یک جلسه طوفان فکری، فضای بازی را برای خلاقیت ایجاد میکند و به تعداد ایدههای به اشتراک گذاشته شده، اضافه میکند.
- ایدهها را ادغام کنید و بهبود ببخشید
از ایدههایتان استفاده کنید و آنها را پرورش بدهید. مشخصا گروه شما نمیتواند به تمام ایدهها برسد اما شما میتوانید از آنها به عنوان منبع الهام استفاده کنید. مفاهیم را با یکدیگر ادغام کنید تا راهحلهای جدید خلق کنید. هر ایده را ارزیابی کنید تا ببینید که آیا برای رسیدن به هدفتان، عملی، نوآورانه و مناسب هست یا خیر. ایدهها را همیشه به یاد داشته باشید تا در زمان مناسب، آنها را بهبود ببخشید یا گزینههای مشابهی را پیشنهاد کنید. هیچ ایدهای بینقص نیست. حتی اگر نظر و دیدگاه، برای شما نیست هم به این معنا نیست که نمیتوانید آن را بهبود ببخشید و نسخهای کاملتر از آن را بسازید.
برای کسب اطلاعات بیشتر روشهای دیگر تجزیه و تحلیل و حل مسئله شامل «تکنیک شش کلاه تفکر ادوارد دو بونو» و «مدل استخوان ماهی (نمودار علت و معلول یا نمودار ایشیکاوا)» را میتوانید در این سایت مطالعه کنید.